مقاله ها
صفحه اصلی\آرشیو مقاله ها\باغ ملکوت - بخش چهارم
باغ ملکوت - بخش چهارم
مکان و موقعیت بهشت حتی در عصر ما نیز تخیل الهیون را به خود مشغول داشته است. در قرآن، از جمله در ذکر معراج پیامبر، تنها اشاره هایی به آن شده است
1405/08/10
مکان و موقعیت بهشت حتی در عصر ما نیز تخیل الهیون را به خود مشغول داشته است. در قرآن، از جمله در ذکر معراج پیامبر، تنها اشاره هایی به آن شده است: نزد سدرة المنتهی که آرامگاه بهشت نزد آن درخت است 24 به نماد حدود جهان مخلوق که بهشت نیز با همه زیباییش خود مخلوق خداوند است تبدیل شد، والماوی 25 در تاویلهای بعدی مسکن خود پیامبر شناخته شد. همان طور که رضوان دربار آسمانی شناخته شد. کوثر نیز که در سوره الکوثر به پیامبر وعده داده شده است به چشمه ای آسمانی تعبیر شد که به دینداران نعمت جاوید میبخشد و از این رو مشابه سلسبیل به شمار میرود که در سوره الدهر ذکر
شده است.
شخصیت بخشی مشابهی هم در مورد آیه 29 سوره الرعد مطرح شد که در آن آمده است: زندگی خوش طوبی و بازگشتنگاه نیکو از آن کسانی است که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند 26 از طوبی معنایی عینی و خاصی مستفاد و مشابه درخت سدره انگاشته شد درختی شگفتانگیز در بهشت که از سرو زیباتر و ظریفتر است و سایهاش را بر سر آنان که در جوارش قرار میگیرند میاندازد. شاعران پارسیگوی از درخت طوبی در صنایع لفظی به وفور بهره گرفتهاند چنان که حافظ میگوید:
تو و طوبی و ما و قامت یار فکر هر کس به قدر همت اوست 27
و غالب دهلوی این مفاهیم را در وصف خود از یار خلاصه میکند که آن قدر ظریف و شیرین است که به سایه طوبی میماند و به نهر عسل 28
این نوع وصف از همه مناسبتر بوده آنچنان که شاعران دوست داشتند روز فراق را به روز رستاخیز تشبیه کنند که آمدنش قرنها به طول میانجامد و زمان وقوع بزرگترین هنگامه است. تنها پس از رسیدن روز قیامت است که آنها به هدف و مقصود خود یعنی دیدار یار یا وصال و وحدت با او میرسند. غالب دهلوی میگوید: آنکه در گوشه عزلت با معشوق باده مینوشد میداند که عسل و کوثر و ماوی چیست 29 در قرآن بهشت گاهی باغهایی عدن جاوید { که در آن نهرها جاری است 30 خوانده شده و یا به مومنان خانههایی نیکو در باغهای عدن 31 وعده داده شده است. اما عدن مسکن حضرت آدم، یعنی همان باغ ازلی نیز هست. مفسران معمولاً میان این دو باغ بهشت حضرت آدم و بهشت اخروی و نمایز قائل میشوند اما در دیگر زمینهها عدل را بخشی از بهشت با عظمت در قیامت میدانند.
ظاهراً خاقانی متوفی به 1199/595 با همان نبوغ ذاتی خود این مضمون را ابداع کرده است که به سه دلیل چهره یار همان بهشت ازلی است. خطاب به یار میگوید گونهها و رخسار و گیسوان تو طاووس و بهشت و مار است. گونههای یار همچون طاووس درخشان و رنگارنگ است. این پرنده را به خاطر زیبایی خیره کنندهاش معمولاً به بهشت و بهار نسبت میدهند. رخسار زیبای یار چون بهشت حضرت آدم است. اما مانند آن توسط مار یعنی همان گیسوان سیاه و بلند که آن را احاطه کرده است، تهدید میشود. این مضمون را حافظ اقتباس کرد 32 و همین طور در میان شاعران پس از او چرخید تا به نویسندگان پارسیگوی شبه قاره هند در قرن دوازدهم هجدهم رسید 33 از آنجا که طاووس و مار هر دو جانوران خاص هند هستند. بسیاری از ادبا از جمله امیر خسرو 34 ادعا کردند که هند همان بهشت نخستین است یعنی همان مکانی که حضرت آدم از آن رانده شد 35 باغها و قصرهایی که سلاطین گورکانی ساختند. در واقع تلاشی بود برای بازسازی این بهشت گمشده بر روی زمین بیخود نیست که تالار بار عام در دهلی مزین به کتیبهای پرمدعا با این مضمون است که اگر بهشتی بر روی زمین باشد همین جاست.
واژگانی که در قرآن برای ذکر بهشت آمده است همچون عدن علیون 36 ، جنه الخلد 37 و فردوس 38 که مفرد واژه یونانی پردیس 39 است که در عربی جمع مکسر تلقی شده است 40 مفسران را یاری کرد تا نقشه بهشتی چند جنبه ترسیم کنند که البته به طرق مختلفی وصف شده است. ابراهیم حقی ارزروملو ادیب و عارف ترک قرن دوازدهم / هجدهم که کتاب معرفتنامهاش 41 شامل گنجینه کشف ناشدهای از سنت عرفان مردمی است بهشت را هرمی دارای هشت سطح وصف میکند. نویسندگان دیگری میان طبقات چندگانه بهشت بر حسب افرادی که وارد آنها میشوند تمایز قائل شدهاند. مثلاً اینعربی، عارف
بزرگ دید معادشناسانه خود را دارد بهشت او عبارت است از باغی برای کودکان خردسال که پیش از رسیدن به سن تکلیف و تمیز میمیرند، باغی برای مؤمنانی که مدتی در جهنم جزای گناهان خود را میبینند و سپس به بهشت میروند و سرانجام آن بهشت حقیقی که جای پاداش اعمال نیک و صالح است. این بهشت حقیقی نیز خود شامل هشت باغ است که هر کدام چند مرتبه دارد به طوری که هر کس پاداش اعمالش را دقیقاً دریافت میکند 42 این فکر هشت باغ یا از دو برابر کردن و دو بار دو باغ که در سورها الرحمن از آن یاد شده به دست آمده است و یا به کمال مطلق اشاره دارد چرا که از شماره افلاک هفتگانه در میگذرد و از جهنم که فقط هفت طبقه دارد بزرگتر است و به این ترتیب این حقیقت را به اثبات میرساند که رحمت خداوند بر غضبش فزونی دارد به هر حال دلیل انتخاب عدد هشت هر چه باشد. عبارت هشت بهشت در زبان فارسی رواج بسیار دارد و عنوان آثار ادبی فراوانی انتخاب شده است. کوشکهای هشتگوش که در برخی از باغهای گورکانی هند به تقلید از کوشکهای خنک یاد شده در سورها لرحمن ساخته شده و همین طور طراحی باغهایی در هشت یا حتی فراتر از بهشت 43 در نه تر از که با جویهای آب به هم متصل شدهاند بی تردید ملهم از همین مفهوم عدد هشت است.
درباره فروشگاه
اطلاع رسانی
شبکه های اجتماعی
تماس با ما